خود ما بايد اعتبار پزشکان را بازگردانيم

چرا برخي معتقدند رابطه پزشک و بيمار مخدوش شده است؟ 
 


 

معتمد، محرم اسرار، عالم و فداکار. اينها واژه‌هايي است که وقتي نام پزشک به ميان مي‌آيد، بي وقفه در ذهنمان تکرار مي شود. اما حالا گويا کساني هستند که پزشک را چندان هم متخلق به برترين آثار اخلاقي نمي دانند.

محمدحسين قناعتي استاد دانشگاه و رئيس مرکز راديولوژي بيمارستان امام خميني يکي از اعضاي جامعه پزشکي است که ما به همين بهانه به سراغش رفتيم تا او با نگاهي به تجربياتش در اين سالها از تصوير پزشک، جايگاهش در جامعه و چالش هاي اين حوزه برايمان بگويد.

درگذشته طبيب محرم اسرار بود و معتمد. آيا هنوز هم تصوير پزشک در ذهن مردم به همين شکل باقي‌مانده است؟

براي سخن گفتن در مورد چهره پزشک در نظر بيماران و جامعه در ابتدا يادآوري مي‌کنم که تقريبا تمام پزشکان ما انسان‌هاي زحمت‌کشي هستند. آن‌ها مسئوليت‌هاي سنگيني به عهده‌دارند. نبايد شب‌زنده‌داري‌ها، اقدامات ارزشمند و فداکاري‌هاي آن‌ها را فراموش کرد و نديده گرفت.

من از وقايعي که در شبکه‌هاي اجتماعي منتشر مي‌شود و واکنش‌هايي که مردم در خصوص اتفاقات اخير و در حالت کلي نگاهشان به پزشک نشان دادند، باخبرم. اما متأسفانه بايد بگويم اعتماد بيمار به پزشک کاهش‌يافته است و ما بايد به دنبال دليل رخ دادن آن و راهکاري براي بازگرداندن اعتماد مردم و جايگاه پزشکان باشيم.

فکر مي‌کنيد بي‌اعتمادي بين پزشک و بيمار از کجا سرچشمه مي‌گيرد؟

به نظر مي‌رسد در اين دوران شاهد افت واضح شاخص‌هاي اخلاقي در همه ارکان جامعه از مديريت تا بدنه هستيم. به مديراني که در سال‌هاي اول انقلاب فعاليت مي‌کردند نگاه کنيد. براي مثال زندگي شهيد باکري را بخوانيد و ببينيد زماني که شهردار اروميه بود،‌ چطور رفتار مي‌کرد. ايشان به واقع خود را خادم مردم مي دانست. در آن زمان ما در کنگره‌ها و برنامه‌هاي سخنراني صندلي‌هاي رزرو شده نداشتيم که بين مسئولان و ديگر مدعوين تفاوت ايجاد کند.

اگر عملکرد مديران کشورها و مللي را که با مباني اسلامي آشنا نيستند موردبررسي قرار دهيم، مي‌بينيم که آن‌ها اصول اسلامي را بهتر رعايت مي‌کنند. در مراسمي‌ که در اين کشورها برگزار مي‌شود، صاحب‌منصبان با بقيه مدعوين تفاوتي ندارند. حتي در محيط بيمارستان همديگر را با اسم کوچک صدا مي‌کنند که اين نشان‌دهنده صميميت موجود در رابطه آن‌هاست.

اين تفاوت‌ها باعث شده که بين مسئولان ستادي و بدنه فاصله‌اي ايجاد شود و اين اتفاقي است که در مورد تمام نهادهاي جامعه افتاده و وزارت بهداشت هم از اين داستان مستثنا نيست. درگذشته رفتار مسوولين خاضعانه‌تر بود البته من به شخص خاصي اشاره نمي‌کنم و موارد استثنا هم وجود دارد اما همچنان بر اين باورم که رفتارها تغيير کرده است و چنين شرايطي به‌زعم من به اين معناست که ما نتوانسته‌ايم از اصول و ارزش‌هايي که داشتيم حفاظت کنيم. درحرکتي که به سمت علوم مدرن غربي داشتيم يادمان رفت ارزش‌هاي خود را حفظ کنيم . ارزش‌هايي که با داشتن آن به لحاظ اخلاقي از غربي‌ها سبقت‌گرفته بوديم.

اگر قرار باشد يک الگو براي جامعه پزشکي معرفي کنيد، فکر مي‌کنيد، آن فرد کيست و فکر مي‌کنيد بايد چه ويژگي‌هايي داشته باشد؟

پزشکي در مشهد زندگي مي‌کرد به نام دکتر شيخ. او بيماران را به‌صورت رايگان معالجه مي‌کرد و تنها يک قوطي گوشه مطب گذاشته بود تا هر بيماري که تمايل داشت، به‌اندازه بضاعت خود مبلغي را در آن بيندازد. اما برخي از مردم به‌جاي سکه تشتک در قوطي مي‌انداختند. البته خود پزشک هم از اين مسئله مطلع بود،اما با اين حال او چند روز يک‌بار تشتک‌ها را جمع مي‌کرد، مي‌شست و اطراف مطب خود پخش مي‌کرد. يک روز درحالي‌که تشتک‌ها را مي‌شست، يکي از فرزندانش از او پرسيد چرا اين تشتک‌ها را مي‌شويي؟ و او جواب داد مي‌خواهم وقتي بيمارانم تشتک‌ها را برمي‌دارند دستشان کثيف نشود. اين پزشک الگوي گذشت و اخلاص است که حتي براي تخلفي که بيمار انجام داده هم شرايط را فراهم مي‌کند تا آبروي بيمار حفظ شود.

جامعه پزشکي امروز با مرحوم دکتر شيخ، پزشکي که شما داستانش را تعريف کرديد، چه تفاوتي دارد؟

توجه بيش‌ازاندازه به مسائل مالي از سوي تعداد بسيار کمي از پزشکان باعث مي‌شود بين پزشک و بيمار اختلاف بيفتد. بنا نبود از پزشکي براي خود کاخي بسازيم. پزشکي آن‌قدر مقدس هست که نمي‌توان با ميلياردها تومان پول هم آن را عوض کرد. چرا ما نبايد از تقدس پزشکي استقبال کنيم؟

متأسفانه من با پزشکاني که افراد مذهبي هستند و سابقه حضور در جبهه و جنگ را داشتند برخورد مي‌کنم که از بيماران زيرميزي مي‌گيرند و زماني که از آن‌ها مي‌پرسم چرا چنين کاري مي‌کنيد، آن‌ها جواب مي‌دهند که طبق فتواي مراجع تقليد، رابطه پزشک و بيمار ازنظر اقتصادي قابل‌ تعريف است و مي‌توان با تعريف يک معامله، مبلغي که دو طرف بر سر آن توافق مي‌کنند اين خدمات را ارائه کرد.

پزشکي تجارت نيست. اگر در دنيا هم به‌عنوان تجارت تعريف‌شده به نحوي تغيير شکل داده که انساني باشد و قوانيني که بر آن حاکم است متفاوت با ديگر بخش‌هاي تجاري است. البته اين قوانين مربوط به جامعه‌اي است که مباني ديني ندارد اما ما به مباني ديني خود باور داريم، پزشک را مسئول و ضامن جان انسان مي‌دانيم و بالطبع کسي که اين جايگاه را انتخاب مي‌کند بايد بتواند پاسخگوي تمام مسئوليت‌هاي آن هم باشد.

برخي از پزشکان انتشار مطالبي درخصوص اشتباهات همکارانشان در رسانه‌ها را يک دليل مهم خدشه‌دار شدن جايگاه پزشکان و اعتماد بيماران مي‌دانند. شما فکر مي‌کنيد رويکرد رسانه‌ها در قبال پزشکان تا چه حد جانب‌دارانه بود؟

تنها پخش يک سريال تلويزيوني نمي‌تواند در اين زمينه مؤثر باشد. من با انتقاد بسيار موافقم. حتي فکر مي‌کنم آزادي مطبوعات به‌عنوان رکن چهارم دموکراسي مي‌تواند به بهبود شرايط کمک کند و هر چه مطبوعات ما آزادتر و صريح‌تر مطالب را بنويسند، مشکلات ما کمتر خواهد شد.

عده ديگري از پزشکان هم اينطور استدلال مي‌کنندکه عملکرد نادرست برخي پزشکان يک مسئله درون‌گروهي است و نهادهاي بيروني نبايد در اين خصوص دخالت کنند. شما به‌عنوان يک پزشک آيا به رسانه‌ها حق مي‌دهيد مشکلاتي درون‌گروهي که در جامعه پزشکي رواج يافته رسانه‌اي کنند؟

چرا نبايد مشکلاتي که در جامعه پزشکي وجود دارد را انعکاس داد؟ مگر پزشکان تافته جدا بافته هستند؟ مگر ما افراد ديگر نظير سياست‌مداران و مهندسان را نقد نمي‌کنيم؟ ما بايد نقد کنيم و فضاي نقد بايد باز باشد. به‌غيراز برخي از مسائل امنيتي و نظامي کشور، در موارد ديگر حق مخفي‌کاري نداريم و همه‌چيز بايد عيان باشد و نقد شود تا کارها آسان‌تر پيش رود و به اشتباهات خود واقف شويم. البته بعضا هجمه‌هايي که وارد مي‌شود بدون انديشه و همراه با غرض است و مي تواند انگيزه پزشکان توانمندي را که صادقانه خدمت مي‌کنند کاهش دهد.

در پايان بايد بگويم که تقدس پزشکي را بايد حفظ کرد. اگر کمرنگ شده بايد دوباره زنده شود و اين وظيفه ماست؛ ما به‌عنوان متوليان اصلي پزشکي بايد هويت اين کسوت را حفظ کنيم. پزشکي مقدس است و همين مسئله مسئوليت‌هاي زيادي براي کساني که صاحب اين کسوت هستند، ايجاد مي‌کند. بنابراين بايد تلاش کنيم منزلت واقعي پزشکي را به او بازگردانيم.

 

نقل از هفته نامه سپید   23/06/1394